سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

43

قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى)

3 - از خصائص اين افعال آنكه لازم است پس از ذكر فاعل اسمى را كه مرفوع است بعنوان اسم مخصوص بمدح يا ذمّ ذكر كنند مانند لفظ « زيد » در مثال نعم الرّجل زيد يا ساء الرّجل زيد . تبصره در وجه مرفوع بودن اسم مخصوص دو احتمال مىباشد . احتمال اوّل : رفع آن بخاطر اينستكه مبتداء مؤخر بوده و جمله مقدّم بر آن خبر مقدّم مىباشد . احتمال دوّم : رفع به جهت آنست كه خبر براى مبتدائى است كه دائما محذوف است ، بنابراين تقدير : « نعم الرجل زيد » ، نعم هو زيد مىباشد . 4 - فاعل « نعم » و « بئس » را نميتوان تأكيد معنوى نمود زيرا اينقسم از تأكيد صرفا اختصاص بمعارف دارد و فاعل ايندو اگرچه صورتا معرف است ولى در معنا نكره مىباشد . ولى تأكيد لفظى آن جايز است چنانچه گفتن : نعم الرّجل الرّجل جايز بوده امّا استعمال نعم الرّجل نفسه جايز نيست . 5 - دو فعلى كه براى مدح و ذم نقل شدند غير متصرف بوده ، بنابراين اسناد آنها به ضمير غير منفرد جايز نبوده و به صورت : نعما ، نعموا يا بئسا ، بئسوا هرگز استعمال نميشوند . 6 - در خصوص « حبّ » بتشديد « باء » ملتزم شده‌اند كه فاعلش را لفظ « ذا » قرار داده و بگويند : حبّذا . و قابل توجّه است كه اين لفظ مطلقا تغيير نكرده و هميشه به همين صورت استعمال مىشود چه اسم مخصوص بمدح مفرد بوده و چه غير مفرد باشد ، مذكّر بوده يا مؤنّث باشد . فعل تعجب افعال تعجّب افعالى هستند كه براى انشاء تعجّب و شگفتى وضع شده‌اند و براى